close
تبلیغات در اینترنت
خلاصه ایی از زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

خلاصه ایی از زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

خلاصه ایی از زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

خلاصه ایی از زندگی نامه امام محمد باقر(ع)

خلاصه اي از زندگي پر برکت حضرت امام محمد باقر(ع)
نام مبارک امام پنجم، محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت که درياي دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگري مانند شاکر و صابر و هادي نيز براي آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتي از صفات آن امام بزرگوار بوده است.

دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجري که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعني مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگي کرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت ، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامي ، تعليم شاگردان ، رهبري اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهاي جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحيح رهبري و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعي و امام معصوم ، که تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظه اي از اين وظيفه غفلت نفرمود.

ايشان بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود .با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود . در ضمن سخنانش مي فرمود : مصافحه کردن کدورتهاي دروني را از بين مي برد و گناهان دو طرف، همچون برگ درختان در فصل خزان - مي ريزد.

سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجري در سن 57 سالگي در مدينه با توطئه هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.

داستاني آموزنده از امام محمد باقر(ع) :
عده اى به محضر امام باقر عليه السلام رسيدند و ديدند که يکى از فرزندان او بيمار شده است و امام عليه السلام ناراحت و اندوهگين است .با خود گفتند: اگر اين کودک از دنيا برود مى ترسيم امام عليه السلام را آن گونه ببينيم که نمى خواهيم در آن حال باشد. چيزى نگذشت که صداى شيون اهل خانه بلند شد و فرزند امام عليه السلام از دنيا رفت . آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حاليکه چهره او شاد بود و ناراحتى ها قبل از سيماى او بر طرف شده بود.

آنها به امام عليه السلام عرض کردند: فدايت شويم ما ترس آن داشتيم که با مرگ فرزند حالتى پيدا کنيد که ما هم بخاطر اندوه شما غمگين شويم .

حضرت به آنها فرمود: ما مى خواهيم کسى را که دوست داريم بسلامت باشد و ما راحت باشيم اما وقتى امر الهى فرا رسد تسليم اراده خداوند هستيم.
(بحارالانوار، ج 46، 247.)

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی