close
تبلیغات در اینترنت
ماجرای مباهله

ماجرای مباهله

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

👊دعا در قالب نفرین

👊دعا در قالب نفرین

به نام خدا

موضوع:مباهله پیامبر

واژگان جست و جو:مباهله،مسیحیان نجران،آیه مباهله،تفسیر آیه مباهله،میاهله پیامبر،ماجرای مباهله

»مقدمه:

فَمَنْ حَاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْکاذِبينَ

تفسیر المیزان - خلاصه

فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم :

پس هر کس با تو در باره بندگی و رسالت عیسی (ع ) مجادله کرد ،بعد از علمی که در باره این مطلب یافتی ...(فاء)تفریع در سر آیه دال بر دعوت به مباهله است و فرع بر تعلیم الهی بوده که داستان عیسی را به پیامبر(ص ) تعلیم نمود و در آیات قبل برهانی عقلی و ساطع را بیان فرمود تا اگر شخص محاجه کننده وحیانی بودن آن را نمی پذیرد،به جهت برهان عقلی محکم تسلیم و مجاب شود

(فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا و نساءکم و انفسنا وانفسکم )

به ایشان بگو،بیایید ما فرزندان خود و شمافرزندان خود را ،ما زنان خود و شما زنان خود را ،ما نفس خود وشما نفس خود را بخوانیم .

منظور از فرزندان پیامبر،حسن و حسین (ع ) و منظوراز زنان ،حضرت فاطمه زهرا(س )و منظور از نفس آن حضرت ، حضرت علی (ع )است (در روایات از ائمه اهل بیت و همچنین از عایشه در صحیح مسلم نقل شده که پیامبر (ص )روزی با عبائی از موی سیاه خارج شد و آنگاه به ترتیب حسن (ع )،حسین (ع )،علی (ع )و فاطمه (س )داخل کساء شدند و آنگاه آیه ،انمایرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا(12)،نازل گردید

آوردن این الفاظ برای اطمینان بخشیدن به طرف مقابل است که بداند دعوی پیامبر(ص )برحق است ، چون انسان وقتی حاضر است فرزند و زن و جان خود را به میدان بیاورد که از صدق دعوی خود مطمئن باشد و منظور از مباهله ملاعنه است ، یعنی به یکدیگر لعنت نمودن و این امر در محاجه بین پیامبر(ص ) و بزرگان نصاری واقع شد و پیامبر برای مباهله احدی به جز علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام را باخود نبرد و این جریان از ابن کثیر هم نقل شده است ، (ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین :

سپس مباهله کنیم و دوری از رحمت خدا را برای دروغگویان در خواست کنیم.

لذا به این جهت دنباله دشمنان و معاندین واساس باطل منقطع گردید و اصل ابتهال از (بهله )به معنای لعنت است ، سپس درباره مطلق دعا و درخواست ،هنگامی که با اصرار وسماجت صورت بگیرداستعمال شد.اما نصارای نجران وقتی دیدند که پیامبر(ص ) آنقدر به خود مطمئن است که تنها با خانواده اش در مباهله شرکت کرده است ، از مباهله منصرف شدند ودانستند که اگر این افراد دست به دعا بردارند همه آنان نابود خواهند گردید و دراین آیه پیامبر،حضرت علی (ع ) را بانفس خود قرین نموده است و زمخشری می گوید:این آیه دلیل است که هیچ فضیلتی به پایه فضیلت اهل کساءعلیهم السلام نمی رسد.

»بحث اصلی:

ماجرای مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران

پرسش : مباهله پیامبر(صلى الله علیه وآله) با مسیحیان نجران چگونه بود؟
پاسخ اجمالی:پیامبر برای نفرین مردم در قالب دعا بر قوم مسیحیان نجران میرود که بزرگ قوم آن ها با دیدن

 پیامبر(صلى الله علیه وآله)  در حالى که دست على بن ابیطالب(علیه السلام) را گرفته بود و حسن و حسین(علیهما السلام) در پیش روى او راه مى رفتند، و فاطمه(علیها السلام) پشت سرش بود

از نابودی قومشان ترسیدند وتن با مباهله ندادند

پاسخ تفصیلی: مفهوم متداول مباهله، به معنى نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است، بدین ترتیب، افرادى که با هم گفنگو درباره یک مسأله مهم مذهبى دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا و مجازات کند.
خداى متعال در آیه 61 سوره «آل عمران» مى فرماید: (هر گاه بعد از علم و دانش که [درباره مسیح] براى تو آمده [باز] کسانى با تو در آن به محاجّه و ستیز برخاستند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت مى نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود [کسانى که به منزله جان ما هستند] دعوت مى کنیم، شما هم از نفوس خود دعوت کنید، سپس مباهله مى کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار مى دهیم)؛ «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْکاذِبینَ».
مفسرین گفته اند: این آیه و آیات قبل از آن درباره هیأت نجرانى مرکب از «عاقب» و «سیّد» و گروهى که با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) رسیده، عرض کردند: آیا هرگز دیده اى فرزندى بدون پدر متولد شود؟ در این هنگام آیه «اِنَّ مَثَلَ عِیْسى عِنْدَ اللّهِ...»،(1) نازل شد و هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) آنها را به مباهله دعوت کرد. آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه به شخصیت هاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت:
«شما فردا به محمّد(صلى الله علیه وآله) نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسید، و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید؛ زیرا چیزى در بساط ندارد».
فردا که شد پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد در حالى که دست على بن ابیطالب(علیه السلام) را گرفته بود و حسن و حسین(علیهما السلام) در پیش روى او راه مى رفتند، و فاطمه(علیها السلام) پشت سرش بود، نصارى نیز بیرون آمدند در حالى که اسقف آنها پیشاپیششان بود، هنگامى که نگاه کرد، دید پیامبر(صلى الله علیه وآله) با آن چند نفر آمدند، درباره آنها سؤال کرد، به او گفتند: «این پسر عمو و داماد او و محبوب ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از على(علیه السلام) هستند و آن بانوى جوان، دخترش فاطمه(علیها السلام) است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک ترین افراد به قلب او است...».
«سیّد» به اسقف گفت: «براى مباهله قدم پیش گذار».
گفت: نه، من مردى را مى بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام مى کند و من مى ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا یک سال بر ما نمى گذرد که در تمام دنیا یک نصرانى که آب بنوشد وجود نخواهد داشت.
اسقف به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) عرض کرد: «اى ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمى کنیم، بلکه مصالحه مى کنیم، با ما مصالحه کن، پیامبر(صلى الله علیه وآله) با آنها مصالحه کرد که دو هزار حُلَّه (یک قواره پارچه خوب لباس) که حداقل قیمت هر حُلّه اى چهل درهم باشد، و عاریت دادن سى دست زره، و سى عدد نیزه، و سى رأس اسب، در صورتى که در سرزمین یمن توطئه اى براى مسلمانان رخ دهد، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) ضامن این عاریت ها خواهد بود، تا آن را بازگرداند، و عهد نامه اى در این زمینه نوشته شد.
و در روایتى آمده است: اسقف مسیحیان به آنها گفت: «من صورت هائى را مى بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوه ها را از جا برکند، چنین خواهد کرد، هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد، و یک نصرانى تا روز قیامت بر صفحه زمین نخواهد ماند».(2)،(3)
        پی نوشت: 
        (1). سوره آل عمران آیه 59.
(2).«مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث، با کمى تلخیص. این شأن نزول با تفاوت هاى مختصرى در تفاسیر دیگر مانند «ابوالفتوح رازى» و تفسیر «کبیر» و غیر آن نیز آمده است، و «فخر رازى» ادعا مى کند: این روایت در میان علماى تفسیر و حدیث، مورد اتفاق است؛ «بحار الانوار»، جلد 21، صفحه 321، 322، 342، 344، 345 و...؛ «ارشاد شیخ مفید»، جلد 1، صفحه 166، 167 و 168، کنگره شیخ مفید، 1413 هـ ق.
(3). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهل و هفتم، ج 2، ص 171.
    

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی