close
تبلیغات در اینترنت
یک داستان دردناک

یک داستان دردناک

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

یک داستان دردناک

یک داستان دردناک

یه خانمی از دبی یه سفر اومده بود تهران...

میگفت من همیشه شنیده بودم همه ایران شیعه هستن و تهران پایتخت تشیعه ...
ولی سفر چند روزه ای که به تهران اومدم یکی دو تا شیعه بیشتر ندیدم!
با تعجب گفتم: وا چطور یکی دو تا بیشتر ندیدی همه تهران شیعه هستن و بقیه ادیان اقلیت هستن!

قسم خورد و گفت: بخدا من یکی دو تا شیعه بیشتر ندیدم تو خیابونها بقیه همه کافر بودن!

گفتم: از کجا فهمیدی شیعه نبودن؟!

گفت: فقط دو تا خانم با حجاب دیدم بقیه کافر بودن!

خندیدم و بهش گفتم: نه بابا ! خوب اونا هم شیعه هستن منتها تو حجاب شون دقت نمی کنن !

با تعجب در حالی که دهانش باز مونده بود گفت: مگه میشه شیعه باشن و حضرت زهرا سلام الله علیها رو قبول داشته باشن اون وقت مثل یزیدی ها لباس بپوشن !

بعد هم به من گفت: داری دروغ میگی میخای اینجوری شیعه ها رو بدنام کنی هیچ شیعه ای ناموسش رو اینجوری نمیفرسته تو خیابون!

یک ساعت براش دلیل آوردم که بخدا اونا هم شیعه هستن ولی باور نکرد که نکرد ...

منم متهم شدم به اینکه دارم به شیعه ها دروغ می بندم


ولی حلالش کردم ...
خوب باورشون نمیشه دیگه ...
حرف حساب جواب نداره ...پ.ن:حجاب نشان ملت ایران است در حفظ آن کوشا باشیم

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی