close
تبلیغات در اینترنت
فقط بعد مصیبت آیه را تلاوت کرد

فقط بعد مصیبت آیه را تلاوت کرد

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

فقط بعد مصیبت آیه را تلاوت کرد

فقط بعد مصیبت آیه را تلاوت کرد

راوی که ابو القاسم قشیری است میگوید:

یک سال در موسم حج وقتی کاروان به راه افتاد من نیز با آن ها  رفتم و در وسط راه از قافله جدا شده و به صحرا زدم،ناگهان در وسط بیابان پیرزنی را دیدم که تنها و سرگردان است.

پیش رفته و از او پرسیدم تو کیستی ای زن؟

درجوابم این آیه قرآن را تلاوت کرد که:{بگو سلام،آنگاه خواهی فهمید}پس سلام کرده و پرسیدم:اینجا چه کار میکنی؟

آین آیه را تلاوت کرد که:{ای فرزندان آدم،مساجد خود را زینب دهید} فهمیدم از جنس انسان است و پرسیدم؛از کجا می آیی؟

این آیه را تلاوت کرد که:{هر ساله مردم از مکان های دوردست به این جا خوانده می شوند}پس پرسیدم:به کجا می روی؟

این آیه را تلاوت کرد که:{بر مردم وظیفه است که به حج خانه ی خُدا بروند} فهمیدم به حج می رود و پرسیدم:کی از قافله جُدا شده ایی؟

این آیه را تلاوت کرد که:{ما آسمان ها و زمین را در مدت شش روز خلق کردیم}پس فهمیدم که شش روز است از قافله جُدا شده است. گفتم آیا چیزی برای خوردن میل دارید؟

این آیه را تلاوت کرد که:{بگو،ما پیغمبران را خلق نکردیم که چیزی نخوردند و ...}پس به او غذا دادم و پس از خوردن غذا خودم به راه اُفتاده و به او گفتم پشت سر من بیا و عجله هم مکُن.

این آیه را تلاوت کرد که:{همانا خداوند بیش از تاب توان هر شخصی بر او تکلیف نمی کند}گفتم آیا می خواهی تو هم سوار شوی؟

این آیه را تلاوت کرد که:{اگر در آسمان ها و زمین خدایان زیادی غیر از خدای یگانه بود فساد همه جا را می گرفت} فهمیدم که میخواهد تنهایی سوار شود. پس خودم پیاده شدم و او را سوار کردم. وقتی سوار شد؛

این آیه را تلاوت کرد که:{پاک و منُنَزَّه است خدایی که این اسب را برای ما رام کرد}سپس من دهنه ی اسب را گرفتم و به راه افتادم تا اینکه به کاروان رسیدیم.به او گفتم آیا کَس و کاری در میان این کاروان داری؟

این آیه را تلاوت کرد که:{ای داوود ما تُرا در روی زمین خلیفه قرار دادیم،و همانا محمد رسول خداوند است و ای یحیی،این کتاب آسمانی را تحویل بگیر و ای موسی،همانا من پروردگار تو هستم} و سپس این چهار اسم را بلند صدا زد؛دیدم چهار جوان به سوی او آمدند.

گفتم این ها چه کسانی هستند؟

این آیه را تلاوت کرد که:{همانا مال و فرزندان زینت زندگی دنیا هستند} فهمیدم که آن ها فرزندانش هستند. و وقتی ان ها به نزد مادرشان رسیدند خطاب به آن ها

این آیه را تلاوت کرد که:{به این شخص پاداش بدهید که همانا خداوند قوی و امین بر شما پاداش می دهد} آن ها با دادن هدایایی از من تشکر کردند ولی باز آن زن

این آیه را تلاوت کرد که:{خداوند،بر هر که بخواهد فراوان می بخشد} و آن ها باز هم هدایی آورده و از من تشکر کردند؛سپس من از آن جوانان پرسیدم این زن چه کسی است؟

گفتند:این مادر نا فضه کنیز حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها)است و او اکنون بیست سال است که جز با آیات قرآن با ما حرفی نزده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:بحار الانوار،ج43،ص78

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی