close
تبلیغات در اینترنت
شهادت حضرت فاطمه(س)

شهادت حضرت فاطمه(س)

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

شهادت حضرت فاطمه(س)

شهادت حضرت فاطمه(س)

بلابلا.png


در روز وفات آن حضرت اختلاف بسیار است ولی نظر به آن است که وفات آن حضرت در سوم جمادی الآخر واقع شده،چنان که مختار جمعی از بزرگان(علما)میباشند،ولی از تحقیقات شیخ عباس قمی نقل است که آن حضرت 95 روز بعد از وفات پدر بزرگوارشان به شهادت رسیده،اگر چه در روایت معتبر 75 روز بعد از وفات پیامبر نقل کرده اند ولیکن خوب است که به هردو طریق در اقامه مصیبت به عزای آن حضرت سوگواری کرد. چنان که پیداست بعد از وفات پدر خود در دنیا چندان مکث و پیوسته نالان و گریان بودند،در آن مدت قلیل آنقدر اذیت و درد کشیدند که خدا میداند،اگر کسی تامل کند در آن کلمات که امیر المومنین(ع)بعد از دفن حضرت فاطمه(س)با قبر پیغمبر(ص)خطاب کردند میتوان دانست که آن حضرت چه قدر صدمه دیده است. حضرت علی با پیامبر چنین سخن میگویند:به زودی خبر خواهد داد دختر تو یکدیگر را به یاری کردن امت تو.و بر غصب حق من و ظلم کردن در حق او،پس از او احوالش را بپرسد که چه بسیار قوم ها و درد های سوزنده که در سینه  حضرت فاطمه(س) بر روی هم نشسته بود،که به کسی اظهار نمیتوانست کرد،یه زودی همه را به شما ارض خواهد کرد. خدا از برای او حکم خواهد کرد او بهترین حکم کنندگان است.ابن بابویه سه سند معتبر روایت کرده است که:(بکائون)یعنی بسیار گریه کنندگان که 5 نفر بوده اند،(حضرت آدم،حضرت یعقوب،حضرت یوسف،حضرت فاطمه بنت محمد،علی ابن حسین) حضرات آدم در بهشت آنقدر گریست که به صورت او اثر گریه مانند دو نهر مانده بود و حضرت یعقوب بر مفارقت یوسف آنقدر گریست که نابینا شد،تا آنکه به او گفتند:به خدا سوگند که پیوسته یاد میکنی یوسف را، تا آنکه خود را مریض و بدنت را از غصه گداخته کنی، با هلاک شوی. اما حضرت یوسف آنقدر در مفارقت یعقوب گریست تا آنکه اهل زندان از گریه ی او خشته شدند و به او گفتند:یا در شب گریه کن و در روز ساکت باش تا ما آرام بگیریم،یا در روز گریه کن و در شب ساکت باش،سپس آن حضرت در وقت گریه کردن موافقت کرد و حضرت فاطمه(س) بر وفات حضرتا رسول آنقدر گریه کردند که اهل مدینه  از گریه ی او خشته شدند و به آن حضرت گفتند که با این کار ما را اذیت میدهی و سپس آن حضرت به مقبره ی شهدای احد میرفت و گریه میکرد و دوباربه سوی مدینه بر میگشت و اما علی ابن الحسین امام سجاد(ع)بر مصیبت پدر خود،20سال گریه و به روایتی 40 سال طعام در نزد آن حضرت نگذاشتند که گریه نکند و هرگز آبی نیا شامید که نگریید تا آنکه یکی از آزاد کرده های آن حضرت گفت فدای تو شوم،یا ابن رسول الله! میترسم که خود را از گریه هلاک کنی. حضرت فرمودند:شکایت میکنم مصیبت و اندوه خود را به سوی خدا. میدانم از خدا،آنچه شما نمیدانید. همانا من هرگز به یاد نمی آورم شهادت فرزندان حضرت فاطمه(س) را مگر آنکه در گلوی من میگیرد.

شیخ طوسی به سند معتبر از ابن عباس روایت میکند چون هنگام وفات پیامبر(ص) شد آنقدر گریست که آب دیده اش بر محاسن مبارکش جاری شد. گفتند،یا رسول الله!سبب گریه شما چیست؟فرمود گریه میکنم برای فرزندان خود،و آنچه نسبت به ایشان خواهد شد،بدان امت من بعد از من گویا میبینم  فاطمه دخترم را بر او ستم میکند و او ندا میکند:با ابتاه!واحدی از امت من او را اعانت نکند.چون فاطمه(س)این سخن را شنید گریست،حضرت رسول(ص)فرمودند:گریه نکن،ای دختر من!فاطمه(س):گریه نمیکنم برای آنچه بعد از تو با من خواهند کرد،ولیکن میگریم از مفارقت تو یا رسول الله(ص)!حضرت فرمود:بشارت باد تو را،ای دختر من!که زود به من ملحق خواهی شد.تو اول کسی خواهی بود که از اهل بیت من،به من ملحق میشود.اسماء بنت عمیس،همسر جعفر طیار می گوید:هنگام شهادت حضرت زهرا(س)در کنار او بودند.به من فرمودند:هنگام وفات پیامبر(ص)حضرت جبرئیل،مقداری از کافور بهشتی برای رسول خدا(ص)آورد،پیامبر(ص)آن را به سه قسمت کرد.یک قسمت را برای خود برداشت و قسمت دیگر آن را برای علی(ع)و قسمت آخر را برای من گذاشت که وزن آن چهل درهم بود.ای اسماء،آن مقدار کافور را بیاور و کنار سرم بگذار،اندکی صبر کن و در انتظار من باش،سپس مرا صدا بزن،اگر جواب تو را ندادم،بدان که به پدرم،رسول خدا(ص)ملحق شده ام.اسماء میگوید:اندکی صبر کردم و آنگاه فاطمه(س)را صدا زدم،جوابی نشنیدم،دانستم که به ملکوت اعلی پیوسته است.تسلمی امَّ بنی رافع نقل میکند که:در لحظه های واپسین زندگانی حضرت زهرا(س)در خدمتشان بودم ،آبی برای غسل و شستشوی بدن خواست.فوراً آماده کردم.سپس فرمودند لباس های تازه ی مرا بیاور.لباس های آن حضرت را آوردم،آن ها را پوشید . وارد اتاق خود شد و در بستر استراحت رو به قبله قرار گرفتند،آنگاه خطاب به من فرمودند:{ای مادر!من در همین لحظه قبض روح میشوم وبه سوی پروردگار خواهم رفت،به درستی که از جانم فارق شدم.من غسل کرده ام و لباس های پاکیزه آرمیده ام پس هیچ کس لباس از تن من بر نگیرد}.پس از آن دست راست خود را زیر سر نهاد،و روی قبله آرمید و جان به جان آفرین تسلیم فرمودند. ابن عباس نقل میکند حضرت زهرا(س)در لحظه های واپسین شهادت،دست حسنین (ع)را گرفتند و به طرف قبر رسول خدا(ص)شتافتند،پس بین قبر و منبر پیامبر(ص) دو رکعت نماز خواندند،پس از نماز،حسنین(ع)را دز آغوش خود فشرد و با آن ها وداع نمیدند و فرمودند:پدرتان علی(ع)در حال نماز خواندن است،پیش پدر بمانید.آنگاه خود بسوی منزل حرکت کرد،همسر جعفر طیار(اسماء)را صدا زد و فرمودند:ای اسماء!جایی نمیرم،در این اتاق ساعتی استراحت میکنم.پس از گذشت یک ساعت،اگر از اتاق بیرون نیامدم،مرا صدا کن.اگر جوابت دادم وارد شو،اما اگر پاسخی نشنیدی بدان که به رسول خدا(ص)پیوسته ام و از این دنیا بار سفر بستم.

از اما صادق(ع)سوال شد:چه کسی حضرت فاطمه(ص)را غسل داد؟ فرمودند:فاطمه(س) را علی(ع)غسل داد،چرا که فاطمه(س)صدیقه بود،و صدیقه را باید شخصی صدیق غسل بدهد.

بخش نظرات این مطلب

گمنام
این نظر توسط گمنام در تاریخ 1394/10/22 و 14:11 دقیقه ارسال شده است :
شکلک
اللهم عجل لولیک الفرج
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی