close
تبلیغات در اینترنت
داستان خیر وشر

داستان خیر وشر

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

کدام خیر کدام شر

کدام خیر کدام شر
موضوع:کدام خیر،کدام شر
شاید از چیزی خوشتان نیاید در حالی که خیر شما در آن است و شاید چیزی را دوست داشته باشید و آن به زیان شما باشد و خدا میداند و شما نمیدانید.(بقره/216).
چند وقت پیش داستانی در باره ی خیر و شر خواندم و اینکه سال ها پیش خیر وشر برای شنا کردن به دریا رفتند؛اما شر زودتر از آب بیرون آمد و لباس های خیر را پوشید و خیر برای اینکه برهنه نماند،مجبور شد لباس های شر را بپوشد.وحال سال هاست که آدم ها خیر و شر را با هم اشتباه میگیرند.
من هم همین جوری ام.
خیلی وقت ها این دو را عوضی میگیرم .
همیشه اتفاق هایی بوده که اول خیال کرده ام بدترین اتفاق است،بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد.
مدت ها به خاطرش غصه خورده ام،غم گین و ناامید شده و با تو قهر کرده ام و اسمش را گذاشته ام:(بدبختی).
اما کمی بعد فهمیده ام که اتفاق بد،همان اتفاق خوبی بوده که منظرش بوده ام.
خیر ها گاهی شبیه به شر میشوند وشر ها گاهی به شکل خیر.شاید اتفاق ها هم مثل آدم ها ظاهر و باطن دارند.
نمیشود فقط از روی ظاهرشان قضاوت کرد.
باید صبر کرد.
باید شناخته شان. خدایا!کمکم کن و یاری ام بده که چه جوری خیر و شر را ،حتی وقتی لباس همدیگر را میپوشند بشناسم.
از هم تشخیص بدهم.
چرا ما این همه خیر و شر را اشتباه میگیریم؟آیا برایذتو هم پیش آمده که این دو را با هم اشتباه بگیری؟میتوانی از قسمت نظرات برایم بنویسی.
لازم نیست لحن نوشتاری باشه خودمونی بنویسید.
بی گمان پروردگارت در کمینگاه است.
اما انسان،هنگامی که پروردگارش او را میازماید و گرامی میدارد و نعمت میبخشد،شاد و مغرور میشود و میگوید:پروردگارا مرا گرامی داشت.
اما چون او را به بلا و محنت می آزماید و روزی اش را بر او تنگ میگیرد،بی صبری و ناسپاسی میکند و میگوید:پروردگارم مرا خار کرده است(فجر/16-14)همه فکرم پر شده از این آیه ها.
خدا گفته است من در کمینگاه هستم.
یعنی خدایا،تو همیشه پشت لحظه ها قایم شده ایی وهر آن ممکن استپیدا یت شود و یک پر از سوال های سخت دست آدم بدهی؟توی مدرسه رسم است که روز امتحان را مشخص میکنند اما خدا،تو این کار را هم نمیکنی میدانی چه قدر این جوری سخت است.
یعنی هر روزی ممکن است روز امتحان باشد و هر جایی جلسه امتحان.
خدایا!اما قسمت جالب این آیه ها این است که تو هم با اتفاق های خوب آدم ها را امتحان میکنی و هم با اتفاق های سخت.هم با غم،هم با شادی.
قبلا ها فکر میکردم فقط از سختی ها سوال امتحانی می آید و گریه شادی که دیگر امتحان نمیشود.
حالا فهمیدم که اشتباه میکردم.
آدم وسط خوشی ها اصلا حواسش نیست که دارد امتحان میدهد.
خوشی ها حواس آدم را پرت میکند و اتفاقاً همین جاست که ممکن است امتحانش را خراب کند.
خدایا!حالا میفهمم که امتحان های تو،از آن چیزیکه فکر میکردم خیلی سخت تر است.
آیا تو هیچ وقط در کمین بودن خدا را احساس کرده ایی؟
به نظر تو خدا چه جوری با خوشی ها و خوش حالی ها امتحان میگیرد؟
تو هیچ وقت این طوری امتحان شده ایی؟ راستش را بگو از همین جا در قسمت نظرات.

بخش نظرات این مطلب

رضا
این نظر توسط رضا در تاریخ 1394/10/26 و 15:48 دقیقه ارسال شده است :
زیبا بودشکلک
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی