close
تبلیغات در اینترنت
پرسش و پاسخ رمضان"گلپایگانی"

پرسش و پاسخ رمضان"گلپایگانی"

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

پرسش و پاسخ رمضان"گلپایگانی"

پرسش و پاسخ رمضان

به نام خدا

موضوع:استفتائات در مورد ماه مبارک رمضان از مراجع تقلید

  • سیستانی
  • مکارم شیرازی
  • خامنه ایی
  • بهجت
  • خراسانی
  • گلپایگانی

آقای گلپایگانی

نيت

مسأله ۱۵۵۹. لازم نيست انسان نيت روزه را از قلب خود بگذراند، يا مثلاً بگويد: فردا را روزه مي‎گيرم، بلكه همين‌قدر كه براي انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام ندهد كافي است، و براي آن كه يقين كند تمام اين مدت را روزه بوده، بايد مقداري پيش از اذان صبح و مقداري هم بعد از مغرب، از انجام كاري كه روزه را باطل مي‎كند خودداري نمايد.

مسأله ۱۵۶۰. انسان مي‎تواند در هر شب از ماه رمضان براي روزه فرداي آن، نيت كند، و بهتر است كه شب اول ماه هم نيت روزه همه ماه را بنمايد.

مسأله ۱۵۶۱. وقت نيت روزه ماه رمضان از اول شب است تا اذان صبح.

مسأله ۱۵۶۲. وقت نيت روزه مستحبي از اول شب است تا موقعي كه به اندازه نيت‌كردن، به مغرب وقت مانده باشد كه اگر تا اين وقت كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده باشد، و نيت روزه مستحبي كند، روزه او صحيح است.

مسأله ۱۵۶۳. كسي كه پيش از اذان صبح بدون نيت روزه خوابيده است، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيت كند، روزه او صحيح است؛ چه روزه واجب باشد چه مستحب، و اگر بعدازظهر بيدار شود، نمي‎تواند نيت روزه واجب نمايد، ولي در واجب مضيق، مثل روزه ماه رمضان احتياط واجب آن است كه رجاءاً نيت روزه بنمايد و آن را تمام كند، و بعد هم قضاي آن را به جا آورد.

 

مسأله ۱۵۶۴. اگر بخواهد غير روزه رمضان روزه ديگري بگيرد، بايد آن را معين نمايد، مثلاً نيت كند كه روزه قضا يا روزه نذر مي‎گيرم؛ ولي در ماه رمضان لازم نيست نيت كند كه روزه ماه رمضان مي‎گيرم، و هم‌چنين در روزه مستحبي و روزه‎اي كه زمانش معين است تعيين لازم نيست، بلكه در روزه ماه رمضان اگر نداند ماه رمضان است يا فراموش نمايد و روزه ديگري را نيت كند، روزه ماه رمضان حساب مي‎شود.

مسأله ۱۵۶۵. اگر بداند ماه رمضان است و عمداً نيت روزه غير رمضان كند، نه روزه رمضان حساب مي‎شود، و نه روزه‎اي كه قصد كرده است.

مسأله ۱۵۶۶. اگر مثلاً به نيت روز اول ماه روزه بگيرد، بعد بفهمد دوم يا سوم بوده، روزه او صحيح است.

مسأله ۱۵۶۷. اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بي‎هوش شود، و در بين روز به هوش آيد، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد، و اگر تمام نكرد قضاي آن را به جا آورد.

مسأله ۱۵۶۸. اگر پيش از اذان صبح نيت كند و مست شود، و در بين روز به هوش آيد، احتياطاً امساك كند و بايد قضاي آن را به جا آورد.

مسأله ۱۵۶۹. اگر پيش از اذان صبح نيت كند و بخوابد، و بعد از مغرب بيدار شود، روزه‎اش صحيح است.

مسأله ۱۵۷۰. اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت شود، چنان‌چه كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده باشد، بايد نيت كند و روزه او صحيح است، و اگر كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام داده باشد، يا بعد از ظهر ملتفت شود كه ماه رمضان است، روزه او باطل مي‎باشد، ولي بايد تا مغرب كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام ندهد، و بعد از رمضان هم آن روزه را قضا نمايد.

مسأله ۱۵۷۱. اگر بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، بايد روزه بگيرد، و احتياط واجب آن است كه اگر پيش از ظهر بالغ شود و مفطري به جا نياورده باشد، آن روز را قصد روزه كند و تمام نمايد.

مسأله ۱۵۷۲. كسي كه براي به جا آوردن روزه ميتي اجير شده، اگر روزه مستحبي بگيرد اشكال ندارد، ولي كسي كه روزه قضا يا روزه واجب ديگري دارد، نمي‎تواند روزه

 

مستحبي بگيرد، و چنان‌چه فراموش كند و روزه مستحب بگيرد، در صورتي كه پيش از ظهر يادش بيايد، روزه مستحبي او به هم مي‎خورد، و مي‎تواند نيت خود را به روزه واجب برگرداند، و اگر بعد از ظهر ملتفت شود، روزه او باطل است بلكه اگر بعد از مغرب يادش بيايد، معلوم نيست روزه‎اش صحيح باشد.

مسأله ۱۵۷۳. اگر غير از روزه ماه رمضان روزه معين ديگري بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر كرده باشد كه روز معيني را روزه بگيرد، چنان‌چه عمداً تا اذان صبح نيت نكند، روزه‎اش باطل است، و اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است يا فراموش كند و پيش از ظهر يادش بيايد، چنان‌چه كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده باشد، و بدون تأخير نيت كند، روزه او صحيح و گرنه باطل مي‎باشد.

مسأله ۱۵۷۴. اگر براي روزه‎اي كه واجب است و روز آن معين نيست، مثل روزه كفاره عمداً تا ظهر نيت نكند، اشكال ندارد، بلكه اگر پيش از نيت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد، يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه، چنان‌چه كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده باشد و پيش از ظهر نيت كند، روزه او صحيح است.

مسأله ۱۵۷۵. اگر در ماه رمضان، پيش از ظهر كافر مسلمان شود و تا آن وقت كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده باشد، بنابر احتياط نيت روزه نمايد.

مسأله ۱۵۷۶. اگر مريض پيش از ظهر ماه رمضان خوب شود واجب نيست بر او كه نيت روزه كند، اگر چه از اذان صبح تا آن وقت كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده باشد.

مسأله ۱۵۷۷. روزي را كه انسان شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، واجب نيست روزه بگيرد، و اگر بخواهد روزه بگيرد، نمي‎تواند نيت روزه رمضان كند، و بنابر احتياط نيت قضا و مانند آن بنمايد، و چنان‌چه بعد معلوم شود رمضان بوده، از رمضان حساب مي‎شود.

مسأله ۱۵۷۸. اگر روزي را كه شك دارد آخر شعبان است يا اول رمضان، به نيت روزه قضا يا روزه مستحبي و مانند آن روزه بگيرد، و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است، بايد نيت روزه رمضان كند.

مسأله ۱۵۷۹. اگر در روزه واجب معيني، مثل روزه رمضان مردد شود كه روزه خود را

 

باطل كند يا نه، يا قصد كند كه روزه را باطل كند، روزه‎اش باطل مي‎شود اگر چه از قصدي كه كرده توبه نمايد، و كاري هم كه روزه را باطل مي‎كند، انجام ندهد.

مسأله ۱۵۸۰. در روزه مستحب و روزه واجبي كه وقت آن معين نيست، مثل روزه كفاره اگر قصد كند كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، يا مردد شود كه به جا آورد يا نه، چنان‌چه به جا نياورد و در روزه واجب پيش از ظهر و در مستحب تا پيش از مغرب دوباره نيت روزه كند، روزه او صحيح است.

چيزهايي كه روزه را باطل مي‎كند

مسأله ۱۵۸۱. نه چيز روزه را باطل مي‎كند:

اول ـ خوردن و آشاميدن.

دوم ـ جماع.

سوم ـ استمناء.

چهارم ـ دروغ‌بستن به خداوند متعال و پيغمبر و جانشينان پيغمبر عليهم السلام.

پنجم ـ رساندن غبار غليظ به حلق.

ششم ـ فرو بردن تمام سر در آب كه حرام است، و بنابر احتياط لازم روزه را هم باطل مي‎كند.

هفتم ـ باقي‌ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح.

هشتم ـ اماله‌كردن با چيزهاي روان.

نهم ـ قي‌كردن، و احكام اين موارد در مسائل آينده گفته مي‎شود.

آنچه براي روزه‎دار مكروه است

مسأله ۱۶۶۶. چند چيز براي روزه‎دار مكروه است و از آن جمله است: دوا ريختن به چشم و سرمه‌كشيدن در صورتي كه مزه يا بوي آن به حلق برسد؛ انجام‌دادن هر كاري كه مانند خون‌گرفتن و حمام‌رفتن باعث ضعف مي‎شود؛ انفيه‌كشيدن اگر نداند كه به حلق مي‎رسد، و اگر بداند به حلق مي‎رسد، جايز نيست؛ بو كردن گياه‎هاي معطر، و احوط ترك نشستن زن است در آب، استعمال شياف، تر كردن لباسي كه در بدن است، كشيدن دندان و هر كاري كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، مسواك‌كردن به چوب تر، بي‎جهت آب يا چيزي در دهان‌كردن، و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون‌آمدن مني، زن خود را ببوسد، يا كاري كند كه شهوت خود را به حركت آورد، و اگر به قصد بيرون‌آمدن مني باشد، روزه او باطل مي‎شود.

مواردي كه قضا و كفاره واجب است

مسأله ۱۶۶۷. اگر در روزه رمضان در شب جنب شود و به تفصيلي كه در مسأله ۱۶۴۰ گفته شد بيدار شود و دوباره بخوابد، و تا اذان صبح بيدار نشود، و يا بيدار بشود و براي مرتبه سوم بخوابد و بيدار نشود، بايد قضاي آن روز را بگيرد، و بنابر احتياط مستحب براي مرتبه سوم كفاره نيز بدهد، ولي اگر كار ديگري كه روزه را باطل مي‎كند عمداً انجام دهد، در صورتي كه مي‎دانسته آن كار روزه را باطل مي‎كند، قضا و كفاره بر او واجب مي‎شود، و اين حكم در ارتماس، بنابر احتياط واجب است.

مسأله ۱۶۶۸. اگر به واسطه ندانستن مسأله كاري انجام دهد كه روزه را باطل مي‎كند، چنان‌چه در ياد گرفتن مسأله تقصير كرده و در وقت به جا آوردن آن كار احتمال مفطر بودن آن را مي‎داده، كفاره بر او واجب مي‎شود، و اگر در وقت به جا آوردن آن غفلت داشته، بنابر احتياط كفاره لازم است، ولي اگر در ياد گرفتن مسأله تقصير نكرده باشد،كفاره واجب نيست.

كفاره روزه

مسأله ۱۶۶۹. كسي كه كفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يك بنده آزاد كند، يا به دستوري كه در مسأله بعد گفته مي‎شود دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير كند يا به هر كدام يك مد كه تقريباً ده سير است طعام، يعني گندم يا جو و مانند اين‌ها بدهد، و چنان‌‌چه اين‌ها برايش ممكن نباشد هر مقدار مي‎تواند صدقه به فقرا بدهد و استغفار كند، و اگر از دادن صدقه هم عاجز باشد اكتفا به استغفار نمايد اگر چه مثلاً يك مرتبه بگويد «اَسْتَغْفِرُ الله»، و احتياط واجب آن است كه هر وقت بتواند كفاره را بدهد.

مسأله ۱۶۷۰. كسي كه مي‎خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سي و يك روز آن را پي‎درپي بگيرد، و اگر بقيه آن پي‎درپي نباشد، اشكال ندارد.

مسأله ۱۶۷۱. كسي كه مي‎خواهد دو ماه كفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعي شروع كند كه در بين سي و يك روز، روزي باشد كه مانند عيد قربان، روزه آن حرام است.

مسأله ۱۶۷۲. كسي كه بايد پي‎درپي روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد، يا وقتي شروع كند كه در بين آن به روزي برسد كه روزه آن واجب است، مثلاً به روزي برسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‎ها را از سر بگيرد.

مسأله ۱۶۷۳. اگر در بين روزهايي كه بايد پي‎درپي روزه بگيرد عذري، مثل حيض يا نفاس، يا سفري كه در رفتن آن مجبور است براي او پيش آيد، بعد از برطرف‌شدن عذر واجب نيست روزها را از سر بگيرد، بلكه بقيه را بعد از برطرف‌شدن عذر به جا مي‎آورد.

مسأله ۱۶۷۴. اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل كند، چه آن چيز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتي حرام باشد، مثل خوردن غذاي حلالي كه براي انسان ضرر معتني به دارد، و نزديكي‌كردن با عيال خود در حال حيض، كفاره جمع بر او واجب مي‎شود، يعني بايد يك بنده آزاد كند و دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير كند، يا به هر كدام آن‌ها يك مد كه تقريباً ده سير است، گندم يا جو يا نان و مانند اين‌ها بدهد، و چنان‌چه هر سه برايش ممكن نباشد، هر كدام آن‌ها كه ممكن است بايد انجام دهد.

مسأله ۱۶۷۵. اگر روزه‎دار دروغي را به خدا و پيغمبر صلي الله عليه و آله نسبت دهد، بنابر احتياط كفاره جمع كه تفصيل آن در مسأله پيش گفته شد بر او لازم مي‎شود.

 

مسأله ۱۶۷۶. اگر روزه‎دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع كند، بنابر احتياط براي هر دفعه، يك كفاره بر او واجب است، ولي اگر جماع او حرام باشد، براي هر دفعه يك كفاره جمع واجب مي‎شود.

مسأله ۱۶۷۷. اگر روزه‎دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، براي همه آن‌ها يك كفاره كافي است.

مسأله ۱۶۷۸. اگر روزه‎دار غير جماع كار ديگري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع نمايد، بنابر احتياط براي هر كدام يك كفاره واجب مي‎شود.

مسأله ۱۶۷۹. اگر روزه‎دار غير جماع كار ديگري كه حلال است و روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، مثلاً آب بياشامد و بعد كار ديگري كه حرام است و روزه را باطل مي‎كند غير از جماع انجام دهد، مثلاً غذاي حرام بخورد، يك كفاره كافي است.

مسأله ۱۶۸۰. اگر روزه‎دار آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد، چنان‌چه آن را فرو ببرد، روزه‎اش باطل است؛ و بايد قضاي آن را بگيرد و كفاره هم بر او واجب مي‎شود، و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ‌زدن خون يا غذايي كه از صورت غذابودن خارج شده، به دهان او بيايد و عمداً آن را فرو برد، بايد قضاي آن روزه را بگيرد، و كفاره جمع هم بر او واجب ‎مي‎شود.

مسأله ۱۶۸۱. اگر نذر كند كه روز معيني را روزه بگيرد، چنان‌‌چه در آن روز عمداً روزه خود را باطل كند، در كفاره آن دو قول است: يكي اين است كه يك بنده آزاد نمايد و يا دو ماه پي‎درپي روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام دهد، و اين قول، در صورت اختيار آزادكردن بنده يا اطعام شصت فقير مطابق با احتياط است، و قول ديگر، تخيير بين آزادكردن يك بنده و طعام‌دادن به ده فقير يا پوشاندن آن‌ها و اگر هيچ يك را نتواند، سه روز پي‎درپي روزه بگيرد.

مسأله ۱۶۸۲. كسي كه مي‎تواند وقت را تشخيص دهد، اگر به گفته كسي كه مي‎گويد مغرب شده افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و كفاره بر او واجب مي‎شود.

مسأله ۱۶۸۳. كسي كه عمداً روزه خود را باطل كرده، اگر بعد از ظهر مسافرت كند، يا پيش از ظهر براي فرار از كفاره سفر نمايد، كفاره از او ساقط نمي‎شود، بلكه اگر قبل از ظهر مسافرتي براي او پيش آمد كند، بنابر احتياط كفاره بر او واجب است.

 

مسأله ۱۶۸۴. اگر عمداً روزه خود را باطل كند و بعد عذري، مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود، بنابر احتياط كفاره بر او واجب مي‎شود.

مسأله ۱۶۸۵. اگر يقين كند كه روز اول ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده، بنابر احتياط كفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۸۶. اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اول شوال، و عمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، كفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۸۷. اگر روزه‎دار در رمضان با زن خود كه روزه‎دار است جماع كند، چنان‌چه زن را مجبور كرده باشد، كفاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد، و اگر زن به جماع راضي بوده، بر هر كدام يك كفاره واجب مي‎شود.

مسأله ۱۶۸۸. اگر زني شوهر روزه‎دار خود را مجبور كند كه جماع نمايد، يا كار ديگري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، واجب نيست كفاره روزه شوهر را بدهد.

مسأله ۱۶۸۹. اگر روزه‎دار در ماه رمضان، زن خود را مجبور به جماع كند، و در بين جماع زن راضي شود، بنابر احتياط واجب بايد مرد، دو كفاره و زن، يك كفاره بدهد.

مسأله ۱۶۹۰. اگر روزه‎دار در ماه رمضان با زن روزه‎دار خود كه خواب است جماع نمايد، يك كفاره بر او واجب مي‎شود، و روزه زن صحيح است، و كفاره هم بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۱. اگر مرد، زن خود را مجبور كند كه غير جماع كار ديگري كه روزه را باطل مي‎كند به جا آورد، كفاره زن را نبايد بدهد، و بر خود زن هم، كفاره واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۲. كسي كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمي‎گيرد، نمي‎تواند زن روزه‎دار خود را مجبور به جماع كند، ولي اگر او را مجبور نمايد، كفاره بر مرد واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۳. انسان نبايد در به جا آوردن كفاره كوتاهي كند، ولي لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

مسأله ۱۶۹۴. اگر كفاره بر انسان واجب شود، و چند سال آن را به جا نياورد، چيزي بر آن اضافه نمي‎شود.

مسأله ۱۶۹۵. كسي كه بايد براي كفاره يك روز شصت فقير را طعام بدهد اگر به

 

شصت فقير دسترسي دارد، نبايد به هر كدام از آن‎ها بيشتر از يك مد كه تقريباً ده سير است طعام بدهد، يا يك فقير را بيشتر از يك مرتبه سير نمايد، ولي مي‎تواند براي هر يك از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يك مد به آن فقير بدهد.

 مسأله ۱۶۹۶. كسي كه قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمداً كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، بايد به ده فقير هر كدام يك مد كه تقريباً ده سير است طعام بدهد و اگر نمي‎تواند، سه روز روزه بگيرد.

جاهايي كه فقط قضاي روزه واجب است

مسأله ۱۶۹۷. در چند صورت فقط قضاي روزه بر انسان واجب است و كفاره واجب نيست:

اول ـ آن كه در شب ماه رمضان جنب باشد، و به تفصيلي كه در مسأله ۱۶۴۰ گفته شد تا اذان صبح از خواب دوم بيدار نشود، ولي در خواب سوم احتياط مستحب مؤكد، كفاره است.

دوم ـ عملي كه روزه را باطل مي‎كند به جا نياورد ولي نيت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه نباشد، يا قصد كند كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد.

سوم ـ آن كه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند، و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.

چهارم ـ آن كه در ماه رمضان بدون اين كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، و نيز اگر بعد از تحقيق با اين كه گمان دارد صبح شده، كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضاي آن روزه بر او واجب است، بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صبح شده يا نه يا ظن پيدا كند به آن كه صبح نشده و كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده، احتياط واجب آن است كه قضاي روزه آن روز را به جا آورد.

پنجم ـ آن كه كسي بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

ششم ـ آن كه كسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخي مي‎كند و كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

 

هفتم ـ آن كه كور و مانند آن به گفته ديگري افطار كنند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

هشتم ـ آن كه در هواي صاف به واسطه تاريكي يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است، و اگر شك داشته باشد كه مغرب شده و افطار كند، و معلوم شود مغرب نبوده كفاره هم واجب است؛ ولي اگر در هواي ابر به گمان اين كه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.

نهم ـ آن كه براي خنك‌شدن، مضمضه كند، يعني آب در دهان بگرداند و بي‎اختيار فرو رود، و اگر بي‎جهت مضمضه كند و فرو رود، احتياط لازم قضا است، ولي اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد يا براي وضو مضمضه كند و بي‎اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

دهم ـ آن كه روزه‎دار از جهت اكراه يا اضطرار يا تقيه افطار كند كه در اين صورت لازم است قضا نمايد، و كفاره ندارد.

مسأله ۱۶۹۸. اگر غير آب چيز ديگري را در دهان ببرد و بي‎اختيار فرو رود، يا آب داخل بيني كند و بي‎اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۹. مضمضه زياد براي روزه‎دار مكروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.

مسأله ۱۷۰۰. اگر انسان بداند يا ايمن نباشد كه به واسطه مضمضه بي‎اختيار يا از روي فراموشي آب وارد گلويش شود، نبايد مضمضه كند.

مسأله ۱۷۰۱. اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نيست.

مسأله ۱۷۰۲. اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه، نمي‎تواند افطار كند؛ ولي اگر شك كند كه صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مي‎تواند كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد.

احكام روزه قضا

احكام روزه مسافر

مسأله ۱۷۲۳. مسافري كه بايد نمازهاي چهار ركعتي را در سفر دو ركعت بخواند، نبايد روزه بگيرد، و مسافري كه نمازش را تمام مي‎خواند، مثل كسي كه شغلش مسافرت، يا سفر او سفر معصيت است، بايد در سفر روزه بگيرد.

مسأله ۱۷۲۴. مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد، ولي اگر براي فرار از روزه باشد مكروه است.

مسأله ۱۷۲۵. اگر غير روزه رمضان روزه معين ديگري بر انسان واجب باشد، مثلاً نذر كرده باشد روز معيني را روزه بگيرد، بنابر احتياط مستحب تا ناچار نشود، در آن روز مسافرت نكند، و اگر در سفر باشد چنان‌چه ممكن است بنابر احتياط مستحب قصد كند كه ده روز در جايي بماند، و آن روز را روزه بگيرد.

مسأله ۱۷۲۶. اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معين نكند، نمي‎تواند آن را در سفر به جا آورد، ولي چنان‌چه نذر كند كه روز معيني را در سفر روزه بگيرد، بايد آن را در سفر به جا آورد، و نيز اگر نذر كند روز معيني را؛ چه مسافر باشد يا نباشد، روزه بگيرد، بايد آن روز را اگر چه مسافر باشد روزه بگيرد.

 

مسأله ۱۷۲۷. مسافر مي‎تواند براي خواستن حاجت، سه روز در مدينه طيّبه روزه مستحبي بگيرد.

مسأله ۱۷۲۸. كسي كه نمي‎داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز مسأله را بفهمد، روزه‎اش باطل مي‎شود، و اگر تا مغرب نفهمد، روزه‎اش صحيح است.

مسأله ۱۷۲۹. اگر فراموش كند كه مسافر است، يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل مي‎باشد و در سفر روزه بگيرد، روزه‎اش باطل است.

مسأله ۱۷۳۰. اگر روزه‎دار بعد از ظهر مسافرت نمايد، بايد روزه خود را تمام كند، و در صورتي كه شب نيت سفر كرده باشد، احتياط مستحب آن است كه قضاي آن را به جا آورد؛ و اگر پيش از ظهر مسافرت كند، وقتي به حد ترخص برسد، يعني به جايي برسد كه ديوار شهر را نبيند و صداي اذان آن را نشنود، بايد نيت روزه نداشته باشد، و اگر از شب، قصد سفر نكرده باشد، احتياط مستحب اتمام روزه و قضاي آن است؛ و اگر قبل از ظهر به وطن برگردد و مفطر به جا نياورده باشد، به حد ترخص كه رسيد، بايد نيت روزه نمايد، و روزه‎اش صحيح است.

مسأله ۱۷۳۱. اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد، يا به جايي برسد كه مي‎خواهد ده روز در آنجا بماند، چنان‌چه كاري كه روزه را باطل مي‎كند انجام نداده، بايد آن روز را روزه بگيرد، و اگر انجام داده، نمي‎تواند آن روز را روزه بگيرد.

مسأله ۱۷۳۲. اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، يا به جايي برسد كه مي‎خواهد ده روز در آنجا بماند، نبايد آن روز را روزه بگيرد.

مسأله ۱۷۳۳. مسافر و كسي كه از روزه‌گرفتن عذر دارد، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نمايد، و در خوردن و آشاميدن كاملاً خود را سير كند.

مسأله ۱۷۰۳. اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‎هاي وقتي را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

 

مسأله ۱۷۰۴. اگر كافر پيش از ظهر روز ماه رمضان مسلمان شود و كاري كه روزه را باطل مي‎كند، انجام نداده باشد، احتياط واجب آن است كه آن روز را روزه بگيرد، و اگر ترك نمود قضا نمايد، و روزه‎هاي قبل قضا ندارد، ولي اگر مسلماني كافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزهاي وقتي را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.

مسأله ۱۷۰۵. روزه‎اي كه از انسان به واسطه مستي فوت شده، بايد قضا نمايد اگر چه چيزي را كه به واسطه آن مست شده، براي معالجه خورده باشد.

مسأله ۱۷۰۶. اگر براي عذري چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده، واجب نيست مقدار بيشتري را كه احتمال مي‎دهد روزه نگرفته قضا نمايد، مثلاً كسي كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمي‎داند پنجم رمضان از سفر برگشته و يا ششم و يا اين كه مثلاً در اواخر ماه رمضان مسافرت كرده و بعد از رمضان برگشته و نمي‎داند كه بيست و پنجم مسافرت كرده يا بيست و ششم، در هر دو صورت مي‎تواند مقدار كمتر، يعني پنج روز را قضا كند اگر چه احتياط مستحب آن است كه مقدار بيشتر يعني شش روز را قضا نمايد.

مسأله ۱۷۰۷. اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، هر كدام را كه اول بگيرد مانعي ندارد، و اگر وقت قضاي رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، احتياط مستحب آن است كه اول قضاي رمضان آخر را بگيرد.

مسأله ۱۷۰۸. اگر قضاي روزه چند رمضان بر او واجب باشد و در نيت معين نكند كه قضاي سال آخري است، قضاي آن سال حساب نمي‎شود، و كفاره تأخير آن از او ساقط نمي‎گردد.

مسأله ۱۷۰۹. كسي كه قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاي روزه او تنگ نباشد، مي‎تواند پيش از ظهر، روزه خود را باطل نمايد.

مسأله ۱۷۱۰. اگر قضاي روزه ميتي را گرفته باشد، احتياط مستحب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

مسأله ۱۷۱۱. اگر به واسطه مرض يا حيض يا نفاس روزه رمضان را نگيرد، و پيش از تمام‌شدن رمضان بميرد، لازم نيست روزه‎هايي را كه نگرفته براي او قضا كنند.

 

مسأله ۱۷۱۲. اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد، و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاي روزه‎هايي را كه نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براي هر روز يك مد كه تقريباً ده سير است طعام يعني گندم يا جو و مانند اين‌ها به فقير بدهد، ولي اگر به واسطه عذر ديگري مثلاً براي مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقي بماند، روزه‎هايي را كه نگرفته بايد قضا كند، و احتياط واجب آن است كه براي هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۳. اگر به واسطه مرضي روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولي عذر ديگري پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاي روزه را بگيرد، بايد روزه‎هايي را كه نگرفته قضا نمايد، و نيز اگر در ماه رمضان غير مرض عذر ديگري داشته باشد، و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزه‎هايي را كه نگرفته بايد قضا كند، و بنابر احتياط مستحب كفاره نيز بدهد.

مسأله ۱۷۱۴. اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد، و بعد از رمضان عذر او برطرف شود، و تا رمضان آينده عمداً قضاي روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا كند، و براي هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اين‌ها هم به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۵. اگر در قضاي روزه كوتاهي كند تا وقت تنگ شود، و در تنگي وقت عذري پيدا كند كه پيش از ماه مبارك نتواند قضا نمايد، بايد قضا را بعد بگيرد، و براي هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اين‌ها به فقير بدهد، هر چند موقعي كه عذر دارد، تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف‌شدن عذر روزه‎هاي خود را قضا كند.

مسأله ۱۷۱۶. اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد بايد قضاي رمضان آخر را بگيرد، و براي هر روز از سال‎هاي پيش يك مد گندم يا جو و مانند اين‌ها به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۷. كسي كه بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، مي‎تواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۸. اگر قضاي روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد، بايد قضا را بگيرد، و براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.

 

مسأله ۱۷۱۹. اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد، بايد قضاي آن را به جا آورد و براي هر روز دو ماه روزه بگيرد، يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند و چنان‌چه تا رمضان آينده قضاي آن روزه را به جا نياورد، براي هر روز، دادن يك مد بنابر احتياط لازم مي‎شود.

مسأله ۱۷۲۰. اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد و در روز مكرر جماع كند، بنابر احتياط واجب كفاره هم مكرر مي‎شود، ولي اگر چند مرتبه كار ديگري كه روزه را باطل مي‎كند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه غذا بخورد، يك كفاره كافي است.

مسأله ۱۷۲۱. بعد از فوت پدر و هم‌چنين بنابر احتياط واجب مادر، پسر بزرگ‎تر بايد قضاي نماز و روزه آنان را به تفصيلي كه در مسأله ۱۳۹۹ گفته شد به جا آورد.

مسأله ۱۷۲۲. اگر پدر و مادر غير از روزه رمضان روزه واجب ديگري را مانند روزه نذر نگرفته باشند، احتياط واجب آن است كه پسر بزرگ‎تر قضا نمايد.

كساني كه روزه بر آنان واجب نيست

روزه‎هاي حرام و مكروه

مسأله ۱۷۴۸. روزه‌گرفتن در روز عيد فطر و قربان حرام است، و نيز روزي را كه انسان نمي‎داند آخر شعبان است يا اول رمضان، اگر به نيت اول رمضان روزه بگيرد، حرام مي‎باشد.

مسأله ۱۷۴۹. اگر به واسطه گرفتن روزه مستحبي، حق شوهر از بين برود، روزه بر زن

 

حرام است، و احتياط مستحب آن است كه اگر حق شوهر هم از بين نرود، بدون اجازه او روزه مستحبي نگيرد.

مسأله ۱۷۵۰. روزه مستحبي اولاد اگر باعث اذيت پدر يا مادر شود، با نهي آنان حرام است، بلكه اگر از آن نهي نكنند ولي سبب اذيت آنان شود، يا جد نهي نمايد و روزه سبب اذيت او شود، بنابر احتياط واجب جايز نيست.

مسأله ۱۷۵۱. اگر پسر بدون اجازه پدر، روزه مستحبي بگيرد، و در بين روز، پدر او را نهي كند، اگر در مخالفت نهي اذيت مي‎شود، بايد افطار نمايد.

مسأله ۱۷۵۲. كسي كه مي‎داند روزه براي او ضرر ندارد، اگر چه دكتر بگويد ضرر دارد، بايد روزه بگيرد و كسي كه يقين يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد، اگر چه دكتر بگويد ضرر ندارد، بايد روزه نگيرد، و اگر روزه بگيرد صحيح نيست.

مسأله ۱۷۵۳. اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر دارد، و از آن احتمال، ترس براي او پيدا شود، چنان‌چه احتمال او در نظر مردم به جا باشد، نبايد روزه بگيرد، و اگر روزه بگيرد، صحيح نيست.

مسأله ۱۷۵۴. كسي كه عقيده‎اش اين است كه روزه براي او ضرر ندارد، اگر روزه بگيرد، و بعد از مغرب بفهمد روزه براي او ضرر داشته، بنابر احتياط واجب بايد قضاي آن را به جا آورد.

مسأله ۱۷۵۵. غير از روزه‎هايي كه گفته شد، روزه‎هاي حرام ديگري هم هست كه در كتاب‎هاي مفصل گفته شده است.

مسأله ۱۷۵۶. روزه روز عاشورا و روزي كه انسان شك دارد روز عرفه است يا عيد قربان، مكروه است.

مسأله ۱۷۳۴. كسي كه به واسطه پيري نمي‎تواند روزه بگيرد يا براي او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست، ولي در صورت دوم بايد براي هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اين‌ها به فقير بدهد، بلكه در صورت اول نيز بنابر احتياط لازم، يك مد طعام بدهد.

 

مسأله ۱۷۳۵. كسي كه به واسطه پيري روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، قضاي روزه‎هايي را كه نگرفته، بنابر احتياط مستحب به جا آورد.

مسأله ۱۷۳۶. اگر انسان مرضي دارد كه زياد تشنه مي‎شود و نمي‎تواند تشنگي را تحمل كند، يا براي او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست؛ ولي در صورت دوم و بلكه در صورت اول هم بنابر احتياط لازم بايد براي هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اين‌ها به فقير بدهد، و احتياط مستحب آن است كه بيشتر از مقداري كه ناچار است آب نياشامد، و چنان‌چه بعد بتواند روزه بگيرد روزه‎هايي را كه نگرفته قضا نمايد.

مسأله ۱۷۳۷. زني كه زاييدن او نزديك است و روزه براي حملش يا براي خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست، و در صورت اول، بايد براي هر روز بنابر احتياط لازم يك مد طعام به فقير بدهد؛ ولي اگر روزه براي خودش ضرر دارد، رعايت اين احتياط لازم نيست اگر چه بهتر است، و روزه‎هايي را كه نگرفته، بايد قضا نمايد.

مسأله ۱۷۳۸. زني كه بچه شير مي‎دهد و شير او كم است؛ چه مادر بچه، يا دايه او باشد، يا بي‎اجرت شير دهد، اگر روزه براي بچه يا براي خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نيست، و در صورت اول بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد، و در هر دو صورت روزه‎هايي را كه نگرفته بايد قضا نمايد، ولي اگر كسي پيدا شود كه بي‎اجرت بچه را شير دهد، يا براي شيردادن بچه از پدر يا مادر بچه يا از كس ديگري كه اجرت او را بدهد اجرت بگيرد، احتياط واجب آن است كه بچه را به او بدهد و روزه بگيرد.

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی